حاصر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) [ ع. ] (اِفا.) حصیر بافنده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ص) [ ع. ] (اِفا.) ۱- محاسب، شمارنده. ۲- آن چه یا آن که سد نماید.
(~.) [ ع. ] (اِفا.) حصیر بافنده.
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
حاصر. [ ص ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از حَصر و حَصَر. محصورکننده در حصارکننده . بازدارنده . ◄ حصرکننده . شمارنده . ◄ محصور بین حاصرین ....
مترادف و متضاد
محصورکننده بافنده (حصیر)، حصیرباف