حاضر شدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
مهیا شدن تمرین کردن، خواندن، ازبر کردن، حفظ کردن، حاضر کردن [درس]، یادگرفتن، کمرهمت بستن، آمادگی پیدا کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
مهیا شدن تمرین کردن، خواندن، ازبر کردن، حفظ کردن، حاضر کردن [درس]، یادگرفتن، کمرهمت بستن، آمادگی پیدا کردن