حاضرغایب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حاضرغایب . [ ض ِ ی ِ ] (اِ مرکب ) در اصطلاح عرفا، خلسه : حضرت خواجه از آن منزل بیرون آمدند و اصحاب چنانکه سنت ایشان بود حاضرغائب نشسته بودند. (انیس الطالبین نسخه ٔ خطی متعلق به کتابخانه ٔ مؤلف ص ٨٣).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حاضرغایب . [ ض ِ ی ِ ] (اِ مرکب ) در اصطلاح عرفا، خلسه : حضرت خواجه از آن منزل بیرون آمدند و اصحاب چنانکه سنت ایشان بود حاضرغائب نشسته بودند. (انیس الطالبین نسخه ٔ خطی متعلق به کتابخانه ٔ مؤلف ص ٨٣).