حاضر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ض) [ ع. ] (اِفا.) ۱- آماده، مستعد. ۲- موجود. ۳- کسی که در حضور است. مق. غایب.مترادفها و واژههای مرتبطحی، شاهد، موجود ≠ غایبآماده، فراهم، مهیا، دردسترس ≠ نامهیامستعد ≠ نامستعدواژه قبلی: حاصلخیزواژه بعدی: حاضر غیاب