حاضر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانهمراهی، همراه بودن، هست، فراهم، پیدا، پدیدار، بوده، باشنده، باشا، آماده، اکنونمترادفها و واژههای مرتبطحی، شاهد، موجود ≠ غایبآماده، فراهم، مهیا، دردسترس ≠ نامهیامستعد ≠ نامستعدواژه قبلی: حاصلخیزواژه بعدی: حاضر یراق