حافظ | اشعار منتسب | شماره ۲۱
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
مطرب خوش نوا بگو تازه به تازه نو به نو باده دلگشا بجو تازه به تازه نو به نو با صنمی چو لعبتی خوش بنشین به خلوتی بوسه ستان به آرزو تازه به تازه نو به نو بر ز حیات کی خوری گر نه مدام میخوری باده بخور به یاد او تازه به تازه نو به نو شاهد دلربای من میکند از برای من نقش و نگار و رنگ و بو تازه به تازه نو به نو باد صبا چو بگذری بر سر کوی آن پری قصه حافظش بگو تازه به تازه نو به نو