حافظ | رباعیات | رباعی شماره ۱۳
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
هر دوست که دم زد ز وفا دشمن شد هر پاکروی که بود تردامن شد گویند شب آبستن و این است عجب کاو مرد ندید از چه آبستن شد
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
هر دوست که دم زد ز وفا دشمن شد هر پاکروی که بود تردامن شد گویند شب آبستن و این است عجب کاو مرد ندید از چه آبستن شد