حافظ اوبهی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حافظ اوبهی . [ ف ِ ظِ اَ ب َ ] (اِخ ) حافظ سلطان علی اوبهی، از مردم متعین خراسان . مردی پاکیزه روزگار و صحبت دیده و خوش طبع است، و خطوط را نیک نویسد اما در لباس و عقد دستار بسیار تکلف میکند. او راست : بیستون را گر کند سیل فنا بنیاد سست کی تواند نقش شیرین از دل فرهاد شست ؟ (ترجمه ٔ مجالس النفائس ص ١٤٤). او راست : «تحفةالاحباب » در لغت فارسی و «زبدةالتواریخ ». فرهنگ نورالدین تحفةالاحباب را در ضمن مدارک خود شمرده است . در مجالس المؤمنین ذکر او آمده و از زبده ٔ او نقل کند. اوبهی منسوب به «اوبه » از اعمال هرات است . (الذریعه ج ٣ ص ٤١٠).