حالی بین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حالی بین . (نف مرکب ) خلاف دوربین . که مآل بین نباشد : چشم را این نور [ نور مستعار ] حالی بین کند چشم عقل و روح را گرگین کند. مولوی . دمبدم بر رو فتد هر جا رود دیده و جانی که حالی بین بود. مولوی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حالی بین . (نف مرکب ) خلاف دوربین . که مآل بین نباشد : چشم را این نور [ نور مستعار ] حالی بین کند چشم عقل و روح را گرگین کند. مولوی . دمبدم بر رو فتد هر جا رود دیده و جانی که حالی بین بود. مولوی .