حامر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حامر. [ م ِ ] (اِخ ) وادیی است در پشت یبرین در ریگ بنی سعد، و معتقد بودند که هیچکس بدان جا نرسیده است . (معجم البلدان ).
حامر. [ م ِ ] (اِخ ) موضعی است ازدیار غطفان، نزدیک اُرُل از شربه . شاید مراد امرؤالقیس از حامر در بیت ذیل همین موضع است : قعدت له و صحبتی بین حامر و بین اکام بعد ما متأمل . (معجم البلدان ).
حامر. [ م ِ ] (اِخ ) وادیی است در سماوه طرف شام ازآن ِ بنی زهیربن جناب از بنی کلب، و در آن مارها بسیار باشد. نابغه گوید : سأربط کلبی ان یریبک نبحه و ان کنت ارعی مُسحلان َ و حامراً. ابن سکیت درباره ٔ مسحلان و حامر گفته دو وادی در شام است .