حامی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین[ ع. ] (اِفا.) نگهبانی کننده، حمایت کننده.مترادفها و واژههای مرتبطپشتیوان، پشتیبان، طرفدار، کمک، مجیر، مددکار، معین، هوادار، هواخواه، یار، یاریگر، یاورپارتی ≠ مخالفمنسوب به حامواژه قبلی: حاملهواژه بعدی: حانوت