حب بنفشه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حب بنفشه . [ ح َب ْ ب ِ ب َ ن َ ش َ/ ش ِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رمد و صداع را نفع دهد و درد شقیقه دفع کند. صفت آن : بنفشه دو مثقال، تربد یک مثقال، رب سوس و پوست هلیله ٔ زرد و انیسون از هر یک نیم درم، برگ گلسرخ و سقمونیا از هر یک دانگی، همه را کوفته و بیخته به آب بادیان بسریشند و حب ها ساخته در قند بقوام آورده، غلطانند و سحر فروبرند.