واژه جو

حب مشرقی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حب مشرقی . [ ح َب ْ ب ِم َ رِ ] (اِ مرکب ) حبی است خرافی که گمان کنند خاصیت آن بزرگ و فربی کردن پستانهای خرد است . و شاید حب السمنة و حب الحنکلاء است .

معنی حب مشرقی | واژه جو