حب کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومحب کردن . [ ح َ ک َ دَ ] (مص مرکب )خمیر داروئی یا جز آن را به صورت حب، گلوله کردن .واژه قبلی: حب واصلیواژه بعدی: حبا