حباب
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(حُ) [ ع. ] (اِ.) ۱- برآمدگی کوچک که به علت سقوط چیزی در آب ایجاد میشود. در فارسی آب سوار گویند. ۲- روپوش شیشهای که روی چراغ گذارند.
(حِ) [ ع. ] (مص م.) دوست داشتن.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(حُ) [ ع. ] (اِ.) ۱- برآمدگی کوچک که به علت سقوط چیزی در آب ایجاد میشود. در فارسی آب سوار گویند. ۲- روپوش شیشهای که روی چراغ گذارند.
(حِ) [ ع. ] (مص م.) دوست داشتن.