حبر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(حِ) [ ع. ] (اِ.) ۱- مداد، مرکب. ۲- دانشمند یهود.مترادفها و واژههای مرتبطعالم، دانشمند (یهودی)واژه قبلی: حبذاواژه بعدی: حبس