حبل الورید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حبل الورید. [ ح َ لُْل وَ ] (ع اِ مرکب ) رگ گلو. (مهذب الاسماء). رگ جان . رگ گردن . (ترجمان جرجانی ). رگی است میان حلقوم و علبادین . رگ گردن و پی، میان کتف ساره . (دستور اللغه ٔ ادیب نطنزی ). عرق فی العنق . (معجم البلدان ): ز بوی خلقش حبل الورید یافت حیات ز فر لطفش حبل المتین گرفت بها. خاقانی .