حبه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهداندانه، دان، تخم، برزمترادفها و واژههای مرتبطدانه، یکحب، یکدانهاندکی، قلیلی، کمی، یکذرهتگرگواژه قبلی: حبس ابدواژه بعدی: حبه تخم