واژه جو

حج گزار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حج گزار. [ ح َ گ ُ ] (نف مرکب ) حاج . آنکه زیارت کعبه با شرائط وارده در شرع کند : گر بشنود کسی که تو پهلوی کعبه ای حج ناگزارده شود از کعبه باز پس . سعدی .

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی حج گزار | واژه جو