واژه جو

حجاج ابوحدود

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حجاج ابوحدود.[ ح َج ْ جا اَ ؟ ] (اِخ ) رجوع به حجاج بن عمرو شود.

معنی حجاج ابوحدود | واژه جو