واژه جو

حجاج حمیری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حجاج حمیری . [ ح َج ْ جا ج ِح ِ ی َ ] (اِخ ) ابن باب . مردی شجاع از یاران عبداﷲ زبیر و از اهل بصره بود و چون نافعبن الازرق خروج کرد، وی در لشکر مسلم بن عبیس، صاحب الترجمه شد، و در چندواقعه شهرت یافت، و در وقعه ٔ دولاب بسال ٦٥ هَ . ق . / ٦٨٥ م . نزدیک اهواز کشته شد. (اعلام زرکلی ص ٢١٢).

معنی حجاج حمیری | واژه جو