حجازی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حجازی . [ ح ِ ] (ص نسبی ) منسوب به حجاز. مؤنث : حجازیة. ♦ آهنگ حجازی . رجوع به ماده ٔ قبل شود : نمیداند که آهنگ حجازی فروماند ز بانگ طبل غازی . سعدی . ♦ رطل حجازی ؛ در مقابل رطل مصری . رجوع به احکام الحسبة ص ٨٠ شود. ♦ قفیز حجازی ؛ کیلی مخصوص است . رجوع به النقود العربیة ص ٤٠ شود.
حجازی . [ ح ِ ] (اِخ ) اسماعیل بن عبدالحق حجازی . یکی از ادباء و شعرای معروف قرن ١١هجری است و در سال ١٠٠١ هَ . ق . درگذشته . (قاموس الاعلام ترکی ).