حجاف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حجاف . [ ح ُ ] (ع اِ) روانی شکم از تخمه و آن لغتی است در جحاف بتقدیم جیم . (منتهی الارب ).
حجاف . [ ؟ ج ْ جا ] (اِخ ) (یوم الَ ...) روزی از روزهای عرب که آنرا یوم البشر نیز خوانند. اخطل گفته است : لقد اوقع الحجاف بالبشر وقعة الی اﷲ منها المشتکی والمعول . و بشر نام کوهی میباشد که وقعه در آن اتفاق افتاده . رجوع به مجمع الامثال میدانی ص ٧٦١ و به کلمه ٔ بشر در همین لغت نامه شود.