حجام/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(حَ جّ) [ ع. ] (ص فا.) حجامت کننده، کسی که کارش حجامت کردن و خون گرفتن است.مترادفها و واژههای مرتبطحجامتچی، خونگیر، رگزن، فصاد، حجامتگرسرتراش، سلمانیواژه قبلی: حجازواژه بعدی: حجامت