واژه جو

حجر اسود

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حجر اسود. [ ح َ ج َ رِ اَس ْ وَ ] (ترکیب وصفی، اِمرکب ) به اصطلاح اهل صناعت [ یعنی کیمیاگران ] موی سر است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). رجوع به حجرالاسود شود.

معنی حجر اسود | واژه جو