حجر عاجی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حجر عاجی . [ ح َ ج َ رِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) سنگ جراحت نیز خوانند، رفتن خون بازدارد. (نزهة القلوب حمداﷲ مستوفی ). و این همان حجر اعرابی و حجر العاج است که بفارسی شکر سنگ گویند و بشیرازی سنگ رخم .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حجر عاجی . [ ح َ ج َ رِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) سنگ جراحت نیز خوانند، رفتن خون بازدارد. (نزهة القلوب حمداﷲ مستوفی ). و این همان حجر اعرابی و حجر العاج است که بفارسی شکر سنگ گویند و بشیرازی سنگ رخم .