واژه جو

حجله نشین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حجله نشین . [ ح َ / ح ِ ل َ / ل ِ ن ِ ] (نف مرکب ) عروس . زنان محجبه : آن جوان از آنکه مبادا کافران ازحال حجله نشینان سراپرده ٔ عصمت ... اطلاع یابند اندیشید و به کندوئی که در آن موضع بود در نهانخانه را مسدود گردانید. (حبیب السیر چ ١ تهران ج ٣ جزو ٤ ص ٣٢٤).

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی حجله نشین | واژه جو