واژه جو

حجوری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حجوری . [ ح َ / ح ُ ] (اِخ ) یزیدبن سعید ابوعثمان الهمدانی الحجوری . ولیدبن مسلم از وی روایت کند. (معجم البلدان ).

معنی حجوری | واژه جو