حجون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حجون . [ ح َ ] (ع اِ) هر غزوه ای که نخست خلاف آن ظاهر کنند و آخر کار همانجا روند. غزوه ٔ دور و دراز. (معجم البلدان ).
حجون . [ ح َ ] (ع ص ) کاهل . (منتهی الارب ).
حجون . [ ح َ ] (اِخ ) نام کوهی است ببالای مکه و در آن مقبره است . (معجم البلدان ) (منتهی الارب ). گورستانی است به مکه . (مهذب الاسماء). ◄ موضعی است دیگر در یک فرسنگ و ثلثی از مکه که سقیفه ٔ آل زیار در آن است و اصمعی گفت کوه مشرف است که جنب مسجدالبیعه قرار دارد. (معجم البلدان ). رجوع به امتاع الاسماع ص ٢٦، ١٦٠، ٣٣٨، ٣٧٥، ٣٧٧، ٣٨٠، ٣٨١، و الموشح ص ٥٠، ٣٥٦ و حدائق السحر، چ عباس اقبال، ص ٧٢ و ١٧٣، و عقدالفرید ج ١ ص ٣٣٥ و ج ٥ ص ٣٤٠، ٣٩٣، و ج ٧ ص ١٢ و حبیب السیر چ خیام ج ١ ص ٣١٧ و ٣٨٧ و ٣٨٨ و٤٢٣ و ج ٢ ص ٢٤٠ و حاشیه ٔ شدالازار قزوینی ص ٤٣٢ شود.