واژه جو

حد و حصر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حد و حصر. [ ح َدْ دُ ح َ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب ) حد و مر. حد و حساب . رجوع به حد بمعنی اندازه شود : فرمانبرش بدند همه سیدان عصر افزون بدی جلالت قدرش ز حد و حصر. منوچهری .

معنی حد و حصر | واژه جو