حدس/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(حَ) [ ع. ] (مص م.) گمان بردن، تخمین زدن.مترادفها و واژههای مرتبطتخمین، فرض، گمان، گمانه ≠ یقینمرغوا، نفوس ≠ مروازعم، عقیده، نظریه ≠ اندیشه، فکرواژه قبلی: حدجواژه بعدی: حدقه