حذال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حذال . [ ح َ / ح ُ ] (ع اِ)آب سرخ که از درخت طلح بیرون آید، یا چیزی است در درخت طلح مشابه صمغ. (منتهی الارب ). ◄ چیزی است که از بیخ سلم بیرون آید و آنرا در شیر افکنند و بخورند. (از منتهی الارب ). چیزی است که از بن سلم بیرون آید. در شیر افکنند و بخورند. (مهذب الاسماء).
حذال . [ ح ِ ] (ع اِ) زعفران مانندی که در گل انار باشد. (منتهی الارب ).
حذال . [ ح َ ] (ع اِ) مورچگان . (منتهی الارب ).