حذو/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(حَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- برابر کردن. ۲- پیروی، تتبع کردن (شاعر یا نویسندهای را).واژه قبلی: حذقواژه بعدی: حذور