حذیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حذیر. [ ح َ ] (ع ص ) حذرکننده . ترساننده و پرهیزگوینده ٔ از چیزی . (منتهی الارب ) : حق همی خواهد که هر میر و اسیر با رجاء و خوف باشند و حذیر. مولوی .
حذیر. [ ح َ ] (اِخ ) ابن علقمةبن ابی الجون خزاعی . پسرعم سلیمان بن صردبن ابی الجون صحابی مشهور و پسر برادر اکثم بن ابی الجون است . پسری بنام میسرة داشت، و با کثیر عزة شاعر خزاعی داستانی دارد، و کثیر در قصیده ای خطاب به وی چنین آرد: اذاما قطعنا من قریش قرابة بای قسی نخبر النبل میسرا. کلبی در «الجمهرة» او را یاد کرده است . (الاصابة قسم سوم ج ١ ص ٥٩).