حراب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(حِ) [ ع. ] ۱- (مص م.) جنگیدن، محاربه. ۲- (اِ.) جِ حربه.واژه قبلی: حرواژه بعدی: حراث