حراد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حراد. [ ح ِ ] (ع مص ) کم شیری شتران . محارده : حراد ابل ؛ کم شیر شدن شتران یا بند آمدن شیر آنها.(منتهی الارب ). حاردت الناقة؛ قل لبنها : فحارد فان مولاک حارد نصره ففی السیف مولی نصره لایحارد. (از اقرب الموارد). ◄ حراد سنة؛ کم آب شدن سال . ◄ (ص، اِ) ج ِ حَرید. (منتهی الارب ). ◄ بند تنگ . (مهذب الاسماء).