حرازی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حرازی . [ ح َرْ را ] (حامص ) عمل حَرّاز. کار آنکه دید زند. شغل آنکه تخمین کند.
حرازی . [ ح َرْ را ] (ص نسبی ) منسوب است به حراز که جد ابوالحسن محمدبن عثمان حراز بغدادی است . (سمعانی ).
حرازی . [ ح َ ] (ص نسبی ) منسوب به حراز، بطنی از ذی کلاب بن حمیر. (سمعانی ). و رجوع به حرازة شود.