حربی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حربی . [ ح ُ ] (ص نسبی ) منسوب به حُرْب . (سمعانی ).
حربی . [ ح َ ] (ص نسبی ) منسوب به حربیة، نام محله ای به بغداد. (سمعانی ).
حربی . [ ح َ ] (ص نسبی ) منسوب به حَرْب . جنگی . ◄ مقابل ذِمّی . یکی از کافرانی که با مسلمانان عهد و پیمان ندارند. خلاف عهدی، مسالم، معاهد، ذمی . کافر که با مسلمین در سلم نیست . کافری که در دارالحرب زندگی کند.
مترادف و متضاد واژهدان
جنگاور، جنگجوی، جنگنده، رزمآرا جنگی، رزمی (متضاد: بزمی)