حرثی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حرثی . [ ح َ رِ ] (اِخ ) عیسی بن ابی زبیر، مکنی به ابواسد. ابن ماکولا او را یاد کرده . (سمعانی ).
حرثی .[ ح َ رَ ] (اِخ ) محمد لبیب بن عبدالمؤمن بن لبیب مصری . حساب فرائض میدانست و میگفتند رأی خوارج داشت .
حرثی . [ ح َ رِ ] (ص نسبی ) منسوب به حرث، بطنی از غافق . (سمعانی ).