حرث
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
حراثت، زراعت، زرع، شیارزنی، کاشت، کشاورزی، کشت بزرگری کردن، زراعت کردن خیش زدن، شخم کردن (متضاد: حصاد، درو، کشتکاری) مزرعه، کشت
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
حراثت، زراعت، زرع، شیارزنی، کاشت، کشاورزی، کشت بزرگری کردن، زراعت کردن خیش زدن، شخم کردن (متضاد: حصاد، درو، کشتکاری) مزرعه، کشت