حرجند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حرجند. [ ح ُ ج ُ ] (اِخ )نام یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان کرمان است .این دهستان در شمال شهر کرمان واقع و حدود آن بشرح زیر است : از شمال به بخش راور، از خاور به بخش شهداد، از جنوب به دهستان درختنگان، از باختر به دهستان زنگی آباد و حتکن . منطقه ای است کوهستانی و دامنه با هوای سردسیر. دو رودخانه در این دهستان جاری است، یکی از مرکز دهستان به خاور بطرف شهداد و دیگری از مرکز بطرف جنوب باختری جاری و به اراضی چترود منتهی میشود. محصولات عمده ٔ آن حبوبات، تریاک، سیب زمینی و میوه جات است . انار آن بخوبی مشهور است . شغل مردم زراعت، مکاری و صنایع دستی قالی بافی با نقشه است . زبان فارسی، مذهب شیعه است . راه فرعی راور از این دهستان میگذرد. این دهستان از ١٣٥ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده . جمعیت آن در حدود ٥٨٠٠ نفر است . مرکز دهستان قریه ٔ حرجند و قراء مهم آن بشرح زیر است : چترود، سردر، ده زیار، سرآسیاب شش، هوتگ . معدن زغال سنگ اخیراً در این دهستان کشف شده است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٨).
حرجند. [ ح ُ ج ُ ] (اِخ ) ده مرکز دهستان حرجند بخش مرکزی شهرستان کرمان در ٥٨هزارگزی شمال کرمان سر راه مالرو شهداد - راور. کوهستانی و سردسیراست . سکنه ٔ آن ٨٧٠ تن شیعه و زبان فارسی است . آب آن از سه رشته قنات و محصول آن غلات، حبوبات، تریاک و شغل مردم زراعت و صنایع دستی اهالی قالی بافی با نقشه است . دبستان دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٨).