حرز/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(حِ) [ ع. ] (اِ.) ۱- جای استوار. ۲- پناهگاه.مترادفها و واژههای مرتبطبازوبند، تعویذ، چشمزخمپناهگاه، مامنبهره، نصیبواژه قبلی: حرجولواژه بعدی: حرس