حرس
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(حَ رِ) (اِفا. ص.) پاسبان، نگاهبان.<br>
فرهنگ فارسی معین
(حَ) [ ع. ] (مص م.) نگاهبانی کردن.
(حَ رِ) (اِفا. ص.) پاسبان، نگاهبان.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حرس . [ ح َ رَ ] (اِخ ) نام قریه ای است در جانب شرقی مصر. (سمعانی ). و بعضی گفته اند نام محله ای است به مصر. (معجم البلدان ).
حرس . [ ح ُرْ رَ ] (ع ص، اِ) ج ِ حارس . (منتهی الارب ).
حرس . [ ح ُ ] (اِخ ) نام دو کوه است به بلاد بنوعامربن صعصعة و مجموع آن دو را حرسان گویند. (منتهی الارب ).
مترادف و متضاد واژهدان
پاسبانان، نگهبانان، حارسان پاسبان، نگهبان