حرستانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حرستانی . [ ح َ رَ ] (اِخ ) حمادبن مالک بن بسطام بن درهم اشجعی حرستانی . از اوزاعی روایت دارد و ابوحاتم رازی از وی . در ٢٢٨ هَ . ق . درگذشت . (معجم البلدان ).
حرستانی . [ ح َ رَ ] (ص نسبی ) منسوب به حرستا قریه ای به دروازه ٔ دمشق . (معجم البلدان ). و در هدیة العارفین نسبت بدان حرستی آمده است .
حرستانی . [ ح َ رَ ] (اِخ ) عبدالصمدبن محمد انصاری قاضی مدرس شافعی . در سن نودسالگی بدستور عادل بن ابی بکر به قضا نشست و در این مقام در ذیحجه ٔ ٦١٤ هَ . ق .درگذشت و در ٥٢٠ هَ . ق . متولد شده بود. وی از علی بن احمد غسانی و دیگران حدیث شنید. (معجم البلدان ).