حرص داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حرص داشتن . [ ح ِت َ ] (مص مرکب ) آزمند بودن . حریص بودن : تا میل نباشد به وصال از طرف دوست سودی نکند حرص و تمنا که تو داری . سعدی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حرص داشتن . [ ح ِت َ ] (مص مرکب ) آزمند بودن . حریص بودن : تا میل نباشد به وصال از طرف دوست سودی نکند حرص و تمنا که تو داری . سعدی .