واژه جو

حرص زدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حرص زدن . [ ح ِ زَ دَ] (مص مرکب ) حریصی نمودن . حرص نمودن . زیاده طلبیدن .بسیار خواستن . بسرعت و شتاب خواستن . کم صبری کردن .

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی حرص زدن | واژه جو