حرف به حرف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حرف به حرف . [ ح َ ب ِ ح َ ] (ق مرکب ) طابق النعل بالنعل . حذو نعل بنعل . حرفاً بحرف . ♦ حرف به حرف خواندن ؛ بدقت و بتمام خواندن : زن زنی بود کاردان و شگرف آن ورق بازخواند حرف به حرف . نظامی (هفت پیکر ص ٢١١).
مترادف و متضاد واژهدان
کلمه بهکلمه، جزء به جزء نکتهبهنکته، دقیق
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی