حرفی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حرفی . [ ح ُ فی ی ] (ع ص نسبی ) خردل فروش . ◄ توسعاً در اصطلاح مردم بغداد، بقال . (سمعانی ).
حرفی . [ ] (ص نسبی ) منسوب به حرفة، چند بطن از اعراب . (سمعانی ).
حرفی . [ ح ُ ] (اِخ ) عبدالرحمان بن عبیداﷲبن محمد... سمسار حرفی . از اهل بغداد و مکنی به ابوالقاسم است . از ابوبکر احمدبن سلمان، و حمزةبن محمد دهقان، و محمدبن حسن بن زیاد النقاش روایت دارد، و ابوالمعالی نبت بن بندار بقال و احمدبن علی بن ثابت خطیب از وی روایت کنند. خطیب او راتوثیق کرده است . در جمادی الاَّخره ٔ ٢٣٦ هَ . ق . متولدشد و در شوال ٣٢٣ هَ . ق . درگذشت . (سمعانی ص ١٦٤).