واژه جو

حرقانی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حرقانی . [ ح َ رَ نی ی ] (ع ص ) عمامه ٔ حرقانی ؛ دستار خاکستری رنگ . (از منتهی الارب ).

حرقانی . [ ح َ ](ص نسبی ) منسوب به حرقا بطنی از قضاعة. (سمعانی ).

معنی حرقانی | واژه جو