واژه جو

حرماس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حرماس . [ ح ِ ] (ع ص ) بلدٌ حرماس ؛ ای املس ؛ یعنی هموار و لخشان . ◄ ارض حرماس ؛ صلبة واسعة؛ زمین سخت و فراخ . (منتهی الارب ).

معنی حرماس | واژه جو